به نام خدا شایدنام" جهان ایرانی" کمی عجیب باشد.اما این نام نمایانگر یک آرزوست.آرزوی آن که روزی وطن عزیزم ایران بتواندبه مانند گذشته های زیبایش،درکمال عدالت بر جهان سروری کند. به عنوان یک آموزگار بسیار برایم ناگوار است که می بینم هموطنانم باتولیدات کالاهای فیزیکی،فکری و...بیگانگان به هم فخر می فروشند. چه بایدکرد؟ دروغ بد است وزشت ترین آن هنگامی است که آدم به خودش دروغ بگوید.واقعیت این است که ما در صفحه شطرنج جهان شاه بودیم،و دیگر کشورها پیادگان وپاسدار منافع مابودند.امااکنون وضع باژگونه شده وجایگاه ما به شدت پایین افتاده،حتی هویت و آداب و رسوم و زبان ما رو به نابودی است به دیگر سخن خودباخته شده ایم. تاسف آنگاه عمیق تر می شود که حتی برخی مسوولان ما سعی می کنندادای دیگران (غربی ها)را درآورند و در کلام شان حتماچند کلمه فرنگی شنیده می شودوآن وقت این مسوول محترم می شود<پاسدارفرهنگ ایرانی>. تکیه بر گذشته ی پر بار ایران، برای هویت بخشی به نسل امروزی ضروری است .در عین حال توقف در گذشته بی خردی است.باید طرحی نو در انداخت،طرحی بر مبنای سنت های ایرانی وباحضور و مشارکت همه ی ایرانیان، بدون توجه به گرایشهای قومی و مذهبی.هر ایرانی یک فرصت برای توسعه است و به حاشیه رانده شدنش یعنی محزومیت کشور از یک فرصت. شعار دادن کافی نیست ،چاره ساز هم نیست،باید این حس در تک تک ایرانیان ایجاد شود که:"چو ایران نباشد تن من مباد".